
وقتی میفهمی که دیگر منی نباشم تا تورا براورده کنمxa0 آخر چرا با من چنین میکنی؟ چرا باعث تمام غم این روز هایم میشوی؟ چرا میگذاری تاریک باشی، سرد باشی به جای اینکه دست های مرا بگیری و مرا بغل کنی؟ مگر نباید خوب باشی مگر نباید جزئی از فکر های من باشی پس چرا عذاب میدهیxa0 چرا باعث لرزش دستانم میشوی؟ چرا میخواهم گاهی تو را خفه کنم و زیر همین پنجره دفنت کنم چرا مرا تا این مرز میکشانی؟ مگر تو از من نیستی مگر نباید بخواهم که تو را داشته باشم چرا لجبازی میکنی؟ چرا بهانه میاوری؟ چرا باید بنشینم با تو شبان...
ادامه مطلب